چگونه وکلای قسم خورده سعی داشتند جیب شان را پر کنند .البته من که از این بید ها که با این باد ها بلرزم نیستم.

در شماره قبل کلیه اخبار موسسه مریم پورزندوکیل که صاحب امتیاز مجله است را خواندید که چگونه وکلای قسم خورده سعی داشتند جیب شان را پر کنند .البته من که از این بید ها که با این باد ها بلرزم نیستم. که در انتها با وکیلی که استاد دانشگاه بودم برخورد کردم ودادخواست ولایحه را تنظیم کردند .وراهنمای لازم برای دادگاه را دادند. دادخواست از طریق دفتر قضائی فرستاده شده بود وقتی به دادگاهدر مجتمع  با هنر رفتم اعلام کردند که نرسیده با پی گیری پیدا کردم ولی در جلسه دادگاه باز  دادخواست در پرونده نبود با کوشش فراوان پیدا کردم وبعلت درخواست تقابل باید زمان جدید تعین میشد که همین مسیر طی شده ووقت جدید برای بررسی تعین شد .در پرونده دیگرکه طرف مستخدم شوهر سابقم که پروژه امریکا رابرا ی دلیل مرگ مریم انجام داده بود باترتیب ازدواج دروغی  ومهریه پنچ هزار سکه درست به قیمت دودانگ خانه ارث برده از مریم توسط پدرش برای اذیت من ترتیب داده بودندباید ذکر کنم این دودانگ با مبایعه نامه توسط آقای پورزند به پسر دومم در مقابل بدهیهایش به من فروخته شده بود  ،تاکنون پنج بار دادخواست داده ام درشعبه های مختلف وهر قاضی بعنوانی جدید از شنیدن دادخواست سر باز زده که این برای همکاری بیشتر با این پروژه بود . چون این پرونده با دروغ نوشتن بازپرس مستخدم راکه به کلاهبرداری با  تر تیب ازدواج دروغی سعی کرده بود پروژه امریکا را اجرائی کنند.در دادسرا به  دستور دادگاه حکم اتهام تحصیل مال نامشروع فرار از دین گرفته بودند، چون متهمین یکی را که شوهر سابق من بود را با مرگ بدون اطلاع به فرزندانش کفن دفن کرده بودند ، وکیل که در عوض یک میلیارد یک صد میلیون تومان ،  بازپرس برای کلاهبرداری دویست میلیون تومان کفیل گرفته بود در حالیکه باید سه میلیارد تومان وثیقه میگذاشت ومستخدم هم   کسی برای ضمانت  نداشت بنا براین فرار داده شده بود . حال  به چهار سال زندان محکوم شده  منتهی فراری است وجلب این متهم چنان برای همه مهم شده گه هیچ کس از با لا ترازا فراد انتظامی تا  اداره آگاهی این توانائی را ندارندکه او را جلب کنند  .      
دادگاه پرونده را برای دادگاه خانواده فرستاده بود دادگاه تعین وقت کرده بود  ووقتی به دادگاه مراجعه کردم واعلام کردم که باید اعلان روزنامه داده شود تازه دادگاه متوجه موضوع شده بود ند ودر نتیجه با دادن خرج اعلان تاریخ برای ماه فروردین تعین شد . در تاریخ تعین شده به دادگاه رفتم ولایحه کامل ارائه کردم . چند روز قبل دادگاه رای داده بود که ورثه آقای پورزند نیز باید  در دادخواست بر علیه شان نام برده میشد یعنی دوباره باید دادخواست جدید داد، یا تجدید نظر خواسته شود .جالب است  هر باردادگاه یک ایراد میگیرد  که کار برداشت  تو قیف را از روی ملک عقب میاندازد .15 فروردین جلسه داشتیم وروز 16 رای صادر شده بود ولی پیامک فرستاده نشده بود تا  یک هفته بعد پیامک فرستاده شده و قتی پیامک رسید من به دادگاه رفتم نتیجه را بگیرم که فهمیدم بازرای برداشتن توقیف  عقب انداخته شده .جالب است که فردا آن روز من که پیامک گرفتم حکم هم کتبا به من ابلاغ شد. این مسائلی که اتفاق میافتد.                                                                                                                                                                                                                                   
 من در اخرین روز های سال قبل چون دادستان کل آقای رئیسی بار ها دستوررسیدگی ونظارت بر رسیدگی پرونده مرا داده بودند ولی اجراء نشده بود و  هنوز برایشان جانشین انتخاب نشده بود . برای ملاقات  باید ایشان را در مسجدی که امام جماعت هستند میدیدم . برای ملاقات رفتم و با کمک مسئول حفاظت ایشان نامه در فایل ایشان برای دستور که پرونده های من به دفتر اقای حصاری فرستاده شود تا ایشان دستوربدهند که حقوق شهرندی من مورد رسیدگی قرار گرفته شودو  آیا من حمایتی از قانون در این مملکت دارم که آقای دادستان کل  قبل از نوروز دستور دادند 24 اسفند دستورداده شد ومن رفتم نتیجه را بگیرم گفتند بعداز نوروز.بعداز نوروز هم یعنی بعد از سیزده د ستور به اقای خامسی داده شده بود ،ایشان به معاونت دادستان کل در نظارت بر دادسرای ها فرستادند ومطابق معمول براینکه پرده از این فساد در دادگستری ودادسراها برداشته نشود .  در زمانیکه مقامم  معظم رهبری این همه تاکید بر کنترل بر عدم نفوذ امریکادارند ، این همه از مجرمین استخدام شده امریکادر دادسراها ودادگستری حمایت میشود وسعی دارند جلو کار آنها گرفته نشود. آقای معاونت دادستان دستور بایگانی دادند در حالیکه خودایشان قبلا پنچ بار به مسئولان دستورنظارتورسیدگی  بر پرونده ها را داده بودند .ومسئولان این نامه ها را تعمدا در جلوگیری از رسیدگی بایگانی کرده بودند حال مشخصمیشود که در حمایت از امریکا  که همه چون نمیتواندد به من نه بگویند سعی دارند   مرا سر بدونند در حالیکه در دادگاههای امریکا هر روز یک حکم بر علیه ایران داده میشود .                                                                                             
اما در پرونده امریکا باز به خاطر عقب انداختن رای دادن ؛بااخطار  خواسته بودند  که کارشناس سه نفر بشود در حالیکه کارشناس اول به حمایت امریکا پرداخته بود وقاضی هم به این موضوع ا قرار کرده بود باید دید هدف چیست من به این تصمیم اعتراض کردم .ودرخواست صدور رای برمبنا وحدت رویه که امریکا بدون رسیدگی ومدرک رای برعلیه ایران میدهد در حالیکه من  این همه مدرک برای قتل وخسارت سی ساله ارائه نموده ام  وهنوز دادگاه امتناع از رای میکند ..    ,   
                                           مینا پورزندوکیل          

 

CAPTCHA